محمود فرشچیان: در نقاشی هم عبادت می كنم

محمود فرشچیان: در نقاشی هم عبادت می كنم آبی طرح محمود فرشچیان: در نقاشی هم عبادت می كنم


محمود اسعدی: خلق جهانی نو راز ماندگاری است و هنرمند با نقش و رنگ و حرف، دنیایی می آفریند كه ارزش ها، اعتقادات، احساسات و خواست های خویش در آن متجلی است. شور و نور و وجه غالب آثار محمود فرشچیان است كه عشق و دلدادگی به معبود را تصویر می كند. شاید به همین سبب است كه او نقاشی را نوعی عبادت و راز و نیاز با خداوند می پندارد. هنر استاد فرشچیان نه فقط در خلق نقش های ماندگار تاریخ و فرهنگ ایران بلكه در نهادینه سازی و اعتلای هنر نقاشی جلوه می كند. عرصه ای كه قرن ها مذموم شمرده می شد و برخی فقها با دیده تحقیر بدان می نگریستند با همت و تلاش صادقانه و اخلاص مجدانه محمود فرشچیان چنان در روح و روان مخاطب نفوذ كرد كه به خدمت دین و معنویت درامد و خود عرصه ای فراخ برای عرضه پیام های معنوی شد. نقاشی در ایران بی نام محمود فرشچیان بی هویت است و شناسنامه نقاشی ایرانی معاصر، نام او را تداعی می كند. بی سبب نیست كه آثار وی در موزه های معتبر دنیا و كوچه باغ های نیشابور و بازار تبریز و شیراز و اقصای ایران و جهان دیده می گردد و این گستره تاثیر و تاثر نقاشی را می نمایاند. ان شاء الله عمر استاد پایا، قلمش پویا و پنجه پرمهرش همچنان توانا، بپوید و بپاید و بر بام افلاك برآید. آنچه در ادامه می خوانید گفت وگویی است با محمود فرشچیان كه به صورت مكتوب در بیستمین شماره چهره های ماندگار بازنشر می گردد. استاد! جنابعالی شخصیتی شناخته شده هستید با این حال شنیدن شرح زندگی از زبان خودتان جذاب است. من فرشچیان هستم. محمود فرشچیان! نقاش، نقاش ایرانی و مفتخرم كه یك نقاش ایرانی هستم. كار و هنر من از این آب و خاك پاك مقدس نشات و ریشه گرفته و به تمام مظاهر فرهنگی و سنتی مملكت و كشور عزیز ایران وفادارم. پنج شش ساله بودم كه به نقاشی واقف شدم و كار كردم. تا آنجایی كه به یاد دارم با صراحت می توانم بگویم پنج شش سالم بود كه روی زمین افتادم و با دست های كوچك خودم از روی نقوش فرش طراحی كردم.گه گاه با پدرم و بزرگ ترها به مساجد یا ابنیه تاریخی می رفتم این نقوش مرا مسحور خودش می كرد. تا آنجایی كه حافظه ام یاری می كند از كودكی عاشق نقاشی بودم و نقاشی كردن را یك عبادت می دانستم. اگر معتقد باشیم كه عظیم ترین و بزرگ ترین منبع آفرینش ذات پاك پروردگار است و بخواهیم با یك تصویر به او ادای احترام نماییم. این تصویر خودش نوعی ستایش و بندگی و عبودیت به درگاه خداست. از رنگ سائیدن شروع كردم؛ آنقدر رنگ می سائیدم كه كف دست هایم تاول می زد و واقعاً به آن معنایی كه در ادبیات ماست خدمت استاد كردم. استاد وقتی متوجه علاقه من شد واقعا چیزی از یاد دادن به من مضایقه نكرد ولی بیشتر برایم مطرح بود كه از درون خودم استمداد بطلبم و به یاری خدا چیزی از درون خودم تراوش شود و آن را به تصویر بكشم. جنابعالی بعنوان یك نقاش برجسته ایرانی توانستید با تلفیق نمادهای ایرانی با تجربیات غربی سبك جدیدی خلق كنید كه مخاطبان بسیاری را در ایران و سایر نقاط جهان جلب و جذب نماید. مختصات و خصوصیت های هنر نقاشی ایرانی چیست؟ هنر نقاشی ایرانی، هنری است كه از این فرهنگ و آب و خاك نشات گرفته است. هنری است كه توان بیان اندیشه ها و افكار را به نحو احسن دارد. هنری مربوط به خود ایرانی ها، مربوط به هموطنان ما و مربوط به كشور عزیز ایران اسلامی ماست. تابلوی نقاشی مثل یك كتاب است. این كتاب را باید ورق زد و خواند. باید با دقت نگریست و به رمز و راز نهفته در آن پی برد. وقتی بیننده با توجه و تعمق در اثر بنگرد برداشت های عاطفی و ذهنی نقاش را بهتر دریافت می كند و از آن اثر بیشتری لذت می برد. كلمه هنر یك كلمه اوستایی است؛ از دو كلمه هو و نَر به معنای انسانیتِ خوب است؛ یعنی انسانِ خوب. هیچ جنسیتی نمی دهد. وقتی كه این تعریف برای هنر هست بالتبع باید متوجه شد كه آنهایی كه در راه هنر قدم می گذارند بایستی دارای سجایای اخلاقی ملكوتی و انسانی واقعی باشند. مضامین دینی، ادبی و تاریخی در آثار جنابعالی بسیار دیده می گردد. چگونه مفاهیم الهی در آثار تجسمی می تواند نمود یابد؟ كاری كه می كنم فقط برای رضای الهی است، قدمی كه برمی دارم برای رضای خداست، صحبتی كه درباره هنر می كنم برای رضای خداست و تلاش كردم در كار هنری و نقاشی خودم حدودا عبادت كنم و با نقاشی كردن با خدای خودم به وسیله رنگ راز و نیاز كنم. ما می دانیم كه حافظ یا بزرگان عرفان و معرفت جهان، مولانا و اشخاصی كه در بالاترین سطح علمی یا ادبی هستند وقتی از زلف و خط و خال معشوق صحبت می كنند معشوق ظاهری و جسمی منظور نظرشان نیست و گرنه آثارشان اینقدر عظمت و اعتلا پیدا نمی كرد. در حقیقت این ها را تمثیل گرفته اند.خواسته اند بندگی خدا را به این زبان و نشانه در شعر یا نوشته خودشان بیان كنند. نقاش هم همین طور. نقاش هم خواسته به وسیله نقاشی خط و خال، قد و رعنایی، زلف و طبیعت خودش و اخلاص خودش به ملكوت را به ظهور برساند. وقتی اثری هنری در این سبك می بینیم، باید بنگریم در ورای آن چیست و آن را جست و جو و دریافت نماییم و لذت ببریم. برخی منتقدان و مخاطبان آثار جنابعالی از واژه مینیاتور برای وصف و تعریف نقاشی شما نام می برند. مفهوم اصلی و خاستگاه نهایی این هنر چیست و كجاست؟ در فرهنگ اصیل ایرانی از صد سال قبل كلمه مینیاتور نداشتیم. این، یك كلمه وارداتی و تحمیلی است كه به فرهنگ ایران تحمیل شده است. كلمه ای خارجی است كه از ادغام دو كلمه Minimum و Natural بوجود آمده است. مینیاتور چیزهای كوچك و نمونه مانند است. آیا این می تواند مبین احساسات درون یك هنرمند باشد؟ درون انسان ها به عظمت آسمان هاست و نمی تواند جمع و جور و كوچك شود. بالتبع این كلمه كلمه ای است كه واقعا از فرهنگ ما باید رخت بربندد. این نقاشی، نقاشی ایرانی است و از فرهنگ ایران نشات گرفته است فرق نقاشی ایرانی با نقاشی چین در این است كه نقاشان چینی گه گاه در هنر خود طبیعت را چنان آراسته می كردند كه حتی زیباتر از طبیعت اثری به وجود می آوردند ولی ماوراء الطبیعه و درون گرایی در آثارشان دیده نمی گردد هرچند طبیعت را به نحو احسن عرضه دادند. در نقاشی چینی بندرت می بینید كه فرشته ای باشد و بالی داشته باشد ولی در نقاشی ایرانی این مسائل را به وضوح می توانید مشاهد كنید. رمز و راز آثار هنری چندان هویدا نیست با این حال روحیه و منش و مرام خالق اثر تا حدودی می تواند نشانگر و تجلی حضور نقاش در اثرش باشد جنابعالی این تاثیر و تاثر را چگونه ارزیابی می كنید؟ رمز و رازهایی در كار نقاشی هست كه گه گاه خودش را نشان داده است و گه گاه هم خیر. شما ممكن است در مقابل یك اثر هنری قرار بگیرید و از آن اثر خوشتان بیاید یا برعكس خوشتان نیاید. وقتی كه می گویید از این اثر هنری واقعا محظوظ شدم حتما سرّ و رازی در نهاد این اثر هست كه شما به آن گرایش پیدا كرده اید. در كارهایی كه من انجام دادم این رابطه برقرار می گردد. در اثرهنری كه به وجود آمده، بیننده نقشی از خودش را به هر حالتی كه هست از آن تابلو یا اثر استنباط می كند. تفسیرها و تعبیرها متفاوت می باشد. برخی آثار جنابعالی در موزه ای كه بنام خودتان در مجموعه سعدآباد هست فراهم آمده است همچون ققنوس، امید و قربانی كردن حضرت اسماعیل كه مفاهیم فلسفی و دینی را القاء می كند در مورد این آثار ماندگار چه نكانی گفتنی است؟ تابلویی بنام ققنوس هست. همه می دانیم كه ققنوس حیوانی افسانه ای است كه در طول عمرش فقط یك دفعه تخم می گذارد.وقتی كه بخواهد تخم بگذارد تمام خار و خاشاك اطراف خویش را جمع آوری می كند و با نوك منقار خود آنقدر می زند كه آتش مشتعل شود و بعد خود ققنوس در آتش تخم می گذارد و می سوزد و خاكستر می گردد و سپس از آن تخمی كه می گذارد ققنوس دیگری به وجود می آید. می گویند در دنیا فقط یك ققنوس هست. نام تابلوی دیگر امید است. هر كس در نهاد و ضمیر خودش امید دارد فرجی برای او برسد. ما معتقدیم ان شاءالله برای ما منجی و نجات دهنده ای می رسد. این تابلو را بر معیار آن اندیشه كار كرده ام. تابلویی هم درباره قربانی كردن حضرت اسماعیل هست. حضرت ابراهیم می خواهد فرزند عزیزش حضرت اسماعیل را قربانی كند كه از بهشت برای او گوسفندی آوردند كه بجای فرزند، قربانی كند. در نقاشی من، تمام فرشته ها و ملائك تحت تاثیر اندیشه و فكری كه از دیدار این حادثه و تحولی كه در آنها به وجود آمده است، اشك شوق به چشمانشان آمده و خیلی خوشحالند كه فرزندی قربانی نشده است. جنابعابی شخصیتی فرهنگی و هنری هستید كه اقشار مختلف مردم شما را بعنوان هنرمندی اصیل، ماندگار و غیرسیاسی می شناسند. طبعاً در نمایشگاههای بسیاری كه در ایران و برخی نقاط جهان برپا كرده اید مخاطبانی داشته اید كه مایل به خرید آثار شما بوده اند. ملاك فروش آثار شما چه بوده است؟ نمایشگاهی در شیكاكو داشتم. بازدیدكنندگان می آمدند و می رفتند. در همین اوان، جوان خیلی برازنده ای آمد و تابلوها را بخوبی تماشا كرد وقتی می خواست برود گفت ممكن است خواهش كنم شما آدرس یا تلفنی به من بدهید. من آدرس خودم را در نیوجرسی به ایشان دادم. شش-هفت ماهی گذشت به من تلفن كرد. كاملا او را فراموش كرده بودم. معرفی نمود و خواست كه به منزل ما بیاید. من گفتم مانعی ندارد. منزل ما همه می آیند و می روند این منزل متعلق به همه است. به منزل ما آمدند دو تا كتاب هم برای ما آوردند. وقتی كتاب را باز كردم اول كتاب نوشته بود خلیج عربی! خیلی ناراحت شدم و برایم خوشایند نبود. نقاشی های مرا دیدند و خیلی تحسین كردند. آن جوان به من گفت آن آقایان می خواهند كه چند تا از آثار شما را خریداری كنند و با خودشان ببرند. من حقیقت آن روز هم واقعا نیاز مالی داشتم دلم می خواست مسائل مالی هم مرتفع شود ولی وقتی كه در این كتاب نوشته بود خلیج عربی ناراحت شدم و با خودم فكر كردم اگر احیاناً این تابلو را به ایشان بدهم و ببرند چاپ كنند و بعد برود زیر چتر خلیج عربی چقدر برای من ناهنجار و ناخوشایند است پس به آنها گفتم شما برای دیدن تشریف آوردید نه برای خریداری و تابلو هایم برای فروش نیست... من به روی آنها نیاوردم چون میهمان بودند و حال در قلب خودم احساس رضایت می كنم كه آن روز كاری انجام نشد. جنابعالی در اولین همایش چهره های ماندگار (سال 1380) بعنوان هنرمند نقاش از جانب فرهنگستان ها، دانشگاه ها و نهادهای علمی و هنری برگزیده شده اید چه سفارش ای برای جوانان هنرمند و دیگر اقشار مردم ایران دارید؟ من به عزیزان خودم، دوستان خودم، دوستان جوان خودم كه در این راه قدم گذاشته اند صمیمانه، پدرانه یا پیرمردانه یا به هر گونه ای كه كه قبول كنند سفارش می كنم كه از فراز و نشیب راه سخت هنر نهراسند و به این فكر نكنند كه اگر در این راه قدم بگذارند موفق می شوند یا خیر. همه موفقیت ها دست خداست و خداوند همه را ان شاء الله با عنایت و لطف خود موفق بدارد. كار كنید و فعالیت كنید و زحمت بكشید مطمئناً بدون نتیجه نخواهد ماند و این هنر نگارگری ایران در آینده نه چندان دور مجدداً حق خویش را در جامعه ایران و در جامعه جهانی بدست می آورد اگر خوب كار كنید به نتیجه مطلوب می رسید. 58243

1397/02/19
12:55:59
5.0 / 5
3786
تگهای خبر: اثر هنری , استاد , تصویر , فرهنگ
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۱ بعلاوه ۳
آبی طرح ، گرافیک و طراحی

آبی طرح

گرافیک و طراحی

abitarh.ir - حقوق مادی و معنوی سایت آبی طرح محفوظ است