سرنوشت نشریه ای كه برای همیشه توقیف شد

از دردسرهای شوخی با سیاسیون تا عضویت در حزب خران

از دردسرهای شوخی با سیاسیون تا عضویت در حزب خران آبی طرح: درِ آسانسور كه باز می شود، لبخند به لب، با یك عصا مقابل در ایستاده تا به ما خوش آمد بگوید. صمیمی و خوش رو دعوتمان می كند به خانه ای كه با وجود آنكه مدت كمی است در آن ساكن شده، نقاشی های بزرگ و منحصر به فردی روی دیوارهایش عرض اندام می كنند.


حسن توفیق، نزدیك به دو سال است كه پس از سال ها زندگی در آمریكا، در سن ۹۴ سالگی به ایران بازگشته و در خانه ای آپارتمانی حوالی پارك ملت تهران، زندگی می كند.

به واسطه یكی از دوستانش قرار مصاحبه را از یك ماه پیش گذاشتیم تا در فرصتی هر چند كوتاه، بخشی از خاطرات ۲۹ سال مدیریت نشریه «توفیق» را از زبان خودش بشنویم؛ اما حافظه اش آن طور كه باید یاری نمی كند و در جواب اغلب پرسش های ما، با لحنی كاملا جدی كه به مرور با صدای خنده اش همراه می شود، می گوید «من بامداد ها كه جلوی آینه می روم تا ریشم را بتراشم، می گویم مثل اینكه این را یك جایی دیده ام!»

سر صحبت را با یك عذرخواهی و تعارف آغاز می كنم و می گویم جسارت نباشد كه از شما سؤال می پرسیم و با همان لحن شوخی و جدی كه انگار میراث سال ها فعالیت خانوادگی در نشریه فكاهی «توفیق» است، جواب می دهد «جوان كه هیچ، اگر شیرخوار هم بودید، می توانستید هر سؤالی كه می خواهید بپرسید.»

پیش از هر سؤالی درباره مهمترین خصوصیت نشریه «توفیق»، یعنی شوخی با سران سیاسی كشور می پرسم؛ اینكه این استقلال نظر برگرفته از استقلال مالی بوده است یا به صورت كلی فضای باز رسانه ای آن دوره، پاسخ می دهد: «زمان ها و سال های مختلف در ایران شرایط مخصوص به خودش را داشته كه از لحاظ آزادی های سیاسی هم این شرایط در نوسان بوده است. ما به نسبت شرایط حداكثر بهره را می بردیم و با رجال و سیاستمداران شوخی می كردیم. به صورت كلی فضای بازی در اختیار رسانه ها نبود، ولی ما تا آنجا كه می توانستیم از شرایط موجود استفاده و تا اندازه ای كه می توانستیم شوخی می كردیم، اما نشریات دیگر آنقدر كه باید از شرایط استفاده نمی كردند.»

انگار كه با بیان این جملات خاطرات دیگری در ذهنش جان گرفته باشد، به دردسرهایی كه این شوخی ها برایش داشته اشاره می كند و می گوید: زمان نخست وزیری امیرعباس هویدا «توفیق» را چهار بار توقیف غیرقانونی كردند و هر چهار بار جنگیدم تا روزنامه را از توقیف دربیاورم. در یكی از این موارد، هویدا به وسیله عطاالله خسروانی (سیاستمدار) و سام (وزیر اطلاعات) به من پیشنهاد كرد كه اگر شركت تشكیل بدهم، نشریه را ۲۴ ساعته از توقیف خارج می كند؛ منظورش این بود كه شركت سهامی تشكیل گردد و من ۴۹ درصد و هویدا و اطرافیانش ۵۱ درصد سهام داشته باشند. من هم گفتم فكر می كنم و جواب می دهم. نامه ای نوشتم و برای سام بردم. در این نامه نوشتم پیشنهاد آقای هویدا را مطالعه كردم، مورد موافقتم واقع شد و رفتم و شركت با ابوالفضل(ع) تشكیل دادم. حالا اگر شما شراكت من با حضرت عباس را قبول دارید، طبق قولی كه دادید، نشریه را رفع توقیف كنید، اگر نه هم كه هیچی! سام گفت این حرفا چه مفهوم می دهد؟ منظور ما این بود كه با آقای هویدا شریك شوی كه جواب دادم من با حضرت عباس شریك می شوم، ولی با امیرعباس نه!

توفیق كه از بیان این خاطره انگار بار دیگر پس از سال ها به این ایده اش افتخار كرده باشد، با غروری توأم با لبخند خاطره ای دیگر را روایت می كند؛ «هویدا در پنجاهمین سال انتشار «توفیق» بسیار تلاش می كرد كه «توفیق» را در راه خودش بیاورد و هر وقت من را می دید می گفت بیا با ما باش و اگر با ما باشی از هر نظر همه چیز برایت فراهم خواهد بود، ولی هیچ وقت جواب قطعی آره یا نه به او نمی دادم، تا اینكه یك بار گفتم برای قبول این پیشنهاد شما معذوریت دارم؛ من عضو حزب خران هستم و نمی توانم با شما همكاری داشته باشم.»
حسن توفیق ۲۹ سال و برادرانش حسین ۲۳ سال و عباس ۲۲ سال مدیریت نشریه «توفیق» را برعهده داشتند

1397/07/09
19:20:30
5.0 / 5
3911
تگهای خبر: نقاشی
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۹ بعلاوه ۳
آبی طرح ، گرافیک و طراحی

آبی طرح

گرافیک و طراحی

abitarh.ir - حقوق مادی و معنوی سایت آبی طرح محفوظ است