گلایه رضا برجی از باغ موزه دفاع مقدس

گلایه رضا برجی از باغ موزه دفاع مقدس به گزارش آبی طرح رضا برجی، عكاس و مستندساز، در نامه ای به رئیس ستاد كل نیروهای مسلح از مدیریت مجموعه باغ موزه دفاع مقدس لب به گلایه گشود و انتقاداتی را بیان نمود.


به گزارش آبی طرح به نقل از خبر آنلاین، نامه سرگشاده رضا برجی، عكاس و مستندساز دفاع مقدس، به سرلشگر پاسدار محمد باقری رئیس ستاد كل نیروهای مسلح نامه ای نوشت كه به شرح زیر است: «برادر عزیز سردار سرلشكر پاسدار آقای باقری
رئیس محترم ستاد كل نیروهای مسلح سلام علیكم اگر به ستوه نیامده بودم این نامه را برای شما نمی نوشتم. ولی مدیرعامل موزه دفاع مقدس عرصه را چنان تنگ كرد كه این چند خط را در نیمه راه محكمه برای شكایت از ایشان خطاب به شما می نویسم به احترام امضایی كه پای حكم مدیرعامل موزه دفاع مقدس زده اید. این نامه را می نویسم به این امید كه شما شخصا به این ماجرا توجه و رسیدگی كنید. ۱۴ ماه پیش برای پژوهش و نگارش سناریوی بخش موزه مقاومت در موزه دفاع مقدس دعوت شدم و به همراه محمود جوانبخت، دوست نویسنده و فیلمسازم كه احیانا با قلم و آثارش آشنا هستید در طول شش ماه وقت و انرژی و حوصله گذاشتیم و حتی سفری شش روزه هم ایشان به سوریه و لبنان رفت و خلاصه طرح جامعی نوشتیم برای تاسیس موزه مقاومت كه آقای مدیرعامل اصرار داشت هر چه زودتر كارش شروع شود ولی ناگهان از هشت ماه پیش ایشان دیگر پاسخ تماسهای ما را نداد و بعد هم در دادن حق و حقوق ما دبه درآورد و خلاصه پس از پیگیری های فراوان و مستمر، كار به حكمیت كشید ولی باز هم ایشان طفره رفت و سر باز زد از ادای حق و حقوق ما. حالا بحث اصلا بحث مسائل مادی نیست. بنده همان بسیجی ۴۰ سال پیش هستم كه وقتی سال ۶۱ در مرحله اول عملیات بیت المقدس مجروح شدم، پس از مجروحیت و بستری از بیمارستانی در اراك مرخص شدم حاضر نشدم ۲۰۰ تومان... بعله! ۲۰۰ تا تك تومانی از پول بیت المال را برای خرج راه بگیرم. با خودم گفتم بلیت قطار را كه این بنده خداها تقبل كرده اند و خودشان تا ایستگاه راه آهن اراك ما را می رسانند. فوقش در تهران هم خدا كریم است و از طریق آهن تا خانه را هم تاكسی دربست می كنم و وقتی به خانه رسیدم كرایه را از خانواده می گیرم و می دهم. (نامه ۳۷ سال پیش بنیادشهید اراك الصاق همین نامه است). من هنوز همان آدم هستم. هنوز به كرامت ربانی معتقدم و هنوز بلدم با تن مجروح و جیب خالی برگردم خانه و زودتر سر پا شوم تا خودم را به خط مقدم برسانم. تا الان كه همین طور بوده. به لطف حق تا دم مرگ هم چنین خواهد بود. اصلا حق و حقوق مالی كه سهل است جان و مال مان فدای سر نظام و انقلاب و رهبری. كار ما و امثال ما در مقابل كاری كه بچه بسیجی های مخلص خمینی... همان ها كه در مقابل تانك های تی۷۲ ایستادند و بدن مطهرشان تكه تكه شد ذره ای ارزش ندارد. با جانفشانی های مدافعین حرم و بسیجیان مخلص خامنه ای كه اصلا قابل مقایسه نیست... اما این برخورد با هنرمند و نویسنده و اهل فرهنگ به هیچ وجه انسانی نیست و برای اصلاح چنین رویه هایی، با این جسم و جان نصفه و نیمه و نفس های به شماره افتاده، تلاش خواهم كرد و از پا نخواهم افتاد و صدایم را به گوش آنهایی كه سر رشته امور را به دست دارند خواهم رساند. برادر باقری عزیز! از شما كه خود از پیشكسوتان جهاد و شهادت هستید می پرسم كه رفتار ایشان با فرهنگ و آداب جبهه و جنگ و دفاع مقدس چه نسبتی دارد؟ چرا باید یك آدمی كه منش و مرامش كم ترین نسبتی با این فرهنگ دارد، بر صدر یك مركزی كه وظیفه اش اشاعه و ترویج فرهنگ متعالی دفاع مقدس است، بنشیند؟ یك مثال كوچك می زنم و در می گذرم كه از این دست مثال باز هم هست. موزه در این روزگار كه روزگار اقتصاد مقاومتی و صرفه جویی در هزینه ها است، سررسیدی (تقویم) منتشر نموده است و آقای مدیرعامل در این سررسید ۱۱ بار عكس خویش را چاپ زده است! بعله، درست خواندید، ۱۱ عكس از خودش را در كنار افراد مختلف چاپ زده است حال آن كه این سررسید، سررسید موزه دفاع مقدس است ولی دریغ از چاپ یك عكس از سرداران شهید! نكند ایشان امسال هم مثل دوره های پیشین قصد كاندیدا شدن در انتخابات مجلس را دارد و خدای نكرده... بهرحال این شیوه تبلیغ برای خود، از شیوه های آدم های سیاسی است. شما كه حتما یادتان هست. بچه بسیجی های مخلص همیشه از جلوی دوربین فرار می كردند و رزمندگان و مجاهدان راستین از دیده شدن و از ترویج و از تبلیع برای خود همیشه می گریختند. حالا چه بر سر ما آمده است كه مدیریت موزه دفاع مقدس مان را باید به دست آدم های سیاسی بسپاریم آن هم از نوع ناكامش كه از مردم جواب نه شنیده است! از شما می پرسم كه آیا سررسید موزه دفاع مقدس جای ترویج شهدا و مردان و زنانی است كه برای دفاع از این سرزمین از جان و مال خود مایه گذاشتند یا محل ترویج شخص شخیص آقای مدیرعامل!؟ به نظر شما چرا مراكز فرهنگی مثل دفتر ادبیات و هنر مقاومت در عرصه فرهنگی بسیار موفق بودند و هستند و مایه مباهات؟ چون بانیان و مدیرانش خود از جنس دفاع مقدس هستند. مرتضی سرهنگی و هدایت الله بهبودی و احمد دهقان و مردانی از این دست همه سینه سوخته جبهه و جنگ هستند. خود از جنس همان بسیجیان هستند. اگر موسسه ای مثل موسسه شهید باقری آثار ارزشمندی منتشر می كند و در كارش موفق است، چون سردار فتح الله جعفری خود مرد رزم و مرد جهاد است. مرد خاكریز و مرد میدان است! و در یك كلام از جنس مجاهدان است. اگر روایت فتح مثل یك گوهر درخشان همچنان بر تارك فرهنگ ما می درخشد، برای این است كه آقامرتضی آوینی نمونه و مصداق تمام و كمال یك مجاهد فی سبیل الله بود و یارانی كه گرد خود جمع كرده بود هم چنین بودند (فقط غیر از این بنده كوچك خدا كه اگر در سبیل خدا بودم كارم به اینجا نمی كشید كه مثل خوردن یك لیوان آب حقم را پایمال كنند و به ریشم هم بخندند). البته ناگفته نماند اگر بنده از روز اول شناخت امروزم را از موزه و مدیریتش داشتم، ابدا پایم را آنجا نمی گذاشتم. چه می دانستم. بر مبنای ظاهر قضاوت كردم و ساده دلانه حرف های شان را باور كردم. بهرحال اگر بگویم فریب خوردم پر بیراه نیست. برادر جان! روسیه موزه ای سیار از راه خط آهن برگزار كرد و چندین ماه سرتاسر روسیه را از جزایر كریمه تا مسكو این قطار موزه ای درنوردید و حضور روس ها را در سوریه پیش روی مردمان روسیه قرار داد و روایت كرد ولی موزه دفاع مقدس ما هنوز درگیر و دار انتشار سررسید و تقویم و چاپ زدنِ ۱۱ عكس از آقای مدیرعامل است، حال آن كه نقش ایران و شیربچه های مدافع حرم با حضور ارتش روسیه از نظر كیفی و كمی قابل قیاس نیست. برادر باقری نازنین! (كه خود از بقیه السیف مجاهدان و سرداران هشت سال دفاع مقدس هستید) از شما می خواهم كه به این مورد رسیدگی كنید كه چرا آقای مدیرعامل با ما چنین روشی در پیش گرفت و در حق مان بی انصافی كرد. اگر وقت و فرصتش را ندارید مخلص شما هم هستیم، ما از مسیر محكمه داد خود خواهیم ستاند، ان شاالله. اما در ماجرای موزه دفاع مقدس و در این شیوه مدیریتی كه حالا بر این مركز فرهنگی مهم حكم فرما است تجدید نظر كنید. از خبرگان و پیشكسوتان و هنرمندان و اهالی فكر و اندیشه و زبدگان عرصه فرهنگ و هنر دفاع مقدس دعوت كنید تا چاره كار كنند كه در غیر این صورت این قافله تا به حشر لنگ است. امیدوارم تلخی صراحت این نامه را به شیرینی صداقتی كه تلاش كردم در تك تك كلمات جاری كنم ببخشایید. راستش من فقط به امر رهبر عزیزمان عمل كردم و این نامه هم مصداق آتش به اختیاری است كه حضرت شان از من و امثال من خواستند كه در مقابل نارسایی ها و كاستی ها و معضلات سكوت نكنیم. من هم سكوت نكردم.
زیاده عرضی نیست، برادر شما رضا برجی.»
۵۷۲۴۳

1398/05/26
15:14:55
5.0 / 5
3637
تگهای خبر: ادبیات , پیشكسوت , چاپ , دوربین
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۴ بعلاوه ۴
آبی طرح ، گرافیک و طراحی

آبی طرح

گرافیک و طراحی

abitarh.ir - حقوق مادی و معنوی سایت آبی طرح محفوظ است