واكنش جالب تختی به دیوانه ای كه به او دشنام داد

واكنش جالب تختی به دیوانه ای كه به او دشنام داد به گزارش آبی طرح تسنیم نوشت: عباس خجسته از 8سالگی تصاویر آقاتختی را جمع آوری كرده و حالا بیشتر از 2000 فریم عكس از جهان پهلوان تختی در آرشیوش وجود دارد؛ عكسهایی كه خیلی از آنها بعد از گذشت 52 سال از درگذشت آقاتختی، هنوز دیده نشده اند.


عباس خجسته این روزها چهارمین نمایشگاه عكس خودرا با عنوان «نمایشگاه عكس غلامرضا تختی و كشتی ایران» كه شامل عكسهایی از زندگی جهان پهلوان تختی و برخی دیگر از قهرمانان تاریخ كشتی ایران است، در گالری شیث برپا كرده است. بخش هایی كه از گفتگو با عباس خجسته را مرور می نماییم. از زمانی كه كار آرشیو تصاویر جهان پهلوان تختی و سایر قهرمانان ورزش كشتی را آغاز كردید، تابحال چند فریم عكس جمع آوری كرده اید؟ تعداد دقیق عكس ها را نمی دانم اما گمان می كنم تابحال قریب به 7 تا 8هزار عكس جمع كرده باشم كه از این تعداد، حدود 2 هزار عكس مربوط به آقاتختی است. شما در كودكی جهان پهلوان تختی را از نزدیك دیده و با او برخورد داشته اید. خاطره نخستین مواجهه تان با آقاتختی را برایمان تعریف كنید. من حدودا 8 سال داشتم كه برای اولین بار آقاتختی را از نزدیك دیدم. كلاس دوم بودم و سه ماه تعطیلی تابستان را برای كار به مغازه پدرم می رفتم. پدرم در بازارچه شاهپور قنادی داشت و باشگاه پولاد كه محل تمرین آقاتختی بود هم به قنادی پدرم نزدیك بود. از جانب دیگر، یك لبوفروشی در بازارچه شاهپور بود كه آقاتختی همراه با قهرمانان دیگری نظیر آقایان سیف پور، اكبر حیدری، سرداری و... پس از تمرین به آنجا می آمدند و لبوفروش هم برای آنها سنگ تمام می گذاشت. من همیشه شاهد حضور آقاتختی و دوستانش در این لبوفروشی بودم. یك دفعه از پدرم درباره شان پرسیدم و پدرم گفت اینها پهلوانان كشتی هستند. منزل ما سمت میدان خراسان بود. در پله های خیابان توپخانه پیرمردی بود كه تصاویر دوزاری می فروخت. یك دفعه وقتی با پدرم در حال رفتن به منزل بودیم، عكسی از آقاتختی را در بساط این پیرمرد دیدم و از پدرم خواستم آنرا برایم بخرد. عكس؛ مربوط به كشتی پهلوانی آقاتختی با شهاب ایراندوست بود.
در ادامه چه اتفاقی افتاد؟ پس از آن كه پدرم عكس را برایم خرید، بار دیگر آقاتختی را دیدم. از پدرم پرسیدم: «بابا بروم عكس را به آقاتختی بدهم كه برایم امضا كند؟» پدرم موافقت نمود. جلو رفتم و به آقاتختی سلام كردم. او به گرمی سلامم را جواب داد. به آقاتختی گفتم: «می شود این عكس را برای من امضاء كنید؟» دستی روی سرم كشید و اظهار داشت: «چرا نمی شود؟» سپس از جیب كتش یك مداد درآورد و پشت عكس را برایم امضاء كرد. سپس با پدرم هم سلام و علیك كرد و اظهار داشت: « چه پسر خوبی دارید.» خاطره ای از آقاتختی دارید كه بخواهید برایمان تعریف كنید؟ آقای مصطفی تاجیك قهرمان فقید كشتی كشور و یكی از رفقای آقاتختی، تعریف می كرد یك دفعه یك فرد دیوانه به آقاتختی دشنام داد و من جلو رفتم كه او را بزنم. اما آقاتختی جلویم را گرفت و اظهار داشت: "مگر من خود زورم به او نمی رسد كه تو می خواهی او را بزنی؟" این مشی و مرام، آیین امثال تختی ها و پوریای ولی هاست كه متاسفانه در فضای كنونی جامعه ما خیلی كمرنگ شده است. من دوست دارم بتوانم گامی در امتداد احیای این فرهنگ بردارم. بسیاری از ورزشكاران بودند كه از نظر كسب مدال، از آمار بهتری نسبت به آقاتختی داشتند اما در تاریخ كشورمان به اندازه او ماندگار نشدند. ۲۴۱۲۴۱


منبع:

1398/06/14
23:16:54
5.0 / 5
3794
تگهای خبر: خرید , زندگی , عكس , فرهنگ
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۲ بعلاوه ۵
آبی طرح ، گرافیک و طراحی

آبی طرح

گرافیک و طراحی

abitarh.ir - حقوق مادی و معنوی سایت آبی طرح محفوظ است